حقوق ایران و فرانسه
۱- یکی از گروهبان وظيفه ها، سربازمون رو صدا زد و بهش گفت كه توي دستشوييها كاري هست ... سرباز با سرعت به طرف دستشوييها رفت ... خانمي اونجا منتظرش بود كه به يه دستشويي اشاره كرد ... رفت داخل دستشويي و خانوم هم پشت سرش اومد ... ناگهان سرباز برگشت و با هيجان (و کمی هول شدن بخاطر هجوم افکار بد!!!) گفت خانم من بايد چيكار كنم؟!! از امروز مسابقات قرآني خواهران شاغل نيروي زميني توي ستاد نيرو برگزار ميشه به مدت دو سه روز ... ما هم ميزبان اين خانوماي محترم هستيم ... قضيه بالا هم از اين قرار بود كه موبايل يكي از همين خانوما افتاد تو دستشويي و از گروهبان وظيفهمون تقاضاي كمك كرد و اون هم زرنگي كرد بدون اينكه به سرباز بگه كه چه كاري در انتظارشه بهش گفت كه اونجا كارش دارن!!! ۲- اي بسوزه پدر بياينترنتي! ۳- ديشب نگهبان بودم ... از ساعت دو بعد از ظهر تا هشت شب و بعد از اون از ده و نيم تا شش و نيم صبح خوابيدم ... به قول معروف: شبا كه ما ميخوابيم آقا پليسه بيداره !!! ۴- ريحانه در دیدار بانوان قرآنپژوه با آیتالله خامنهای (28/7/1388) ! براي ديدن لينك اين خبر مهم حتما به سايت http://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=8253 رجوع كنيد... چشمههاي خروشان تو را ميشناسند از : قيصر امين پور پانوشت : هفته ديگه يه مسابقهس تحت اين عنوان: "بيست و نهمين دوره مسابقات قرآنكريم كاركنان پايور و وظيفه نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران (نزاجا)"... اما هيچ خبري نيس... عين همه چي تو سربازي در ارتش فقط اسمش بزرگه ! اما يه تفاوت بزرگ داره... ميريم مشهد... آخه ل ۷۷ ثامنالائمه(ع) ميزبانه ! سربازهايي كم ارزشتر از تنه درخت!
پانوشت 1: زمزمههايي به گوش ميرسه كه ميخوان درجه سربازان وظيفه رو كمتر كنن... مثلا ليسانس درجه استوار رو داشته باشه و فوق ليسانس به بالا ستوانسوم بشن... از ما كه گذشت اما نگراني از اين جهته كه همين الانشم درجه سربازان وظيفه رو بيارزش كردن، واي به حال اينكه اين اتفاق هم بيفته...
موجهاي پريشان تو را ميشناسند
پرسش تشنگي را تو آبي، جوابي
ريگهاي بيابان تو را ميشناسند
نام تو رخصت رويش است و طراوت
زين سبب برگ و باران تو را ميشناسند
از نشابور بر موجي از «لا» گذشتي
اي كه امواج طوفان تو را ميشناسند
اينك اي خوب، فصل غريبي سر آمد
چون تمام غريبان تو را ميشناسند
كاش من هم عبور تو را ديده بودم
كوچههاي خراسان، تو را ميشناسند

هميشه اسم ارتش كه به زبون ميآد مجموعهاي از انسانهاي استوار مث كوه در كنار توپ و تانك و هواپيما و كشتي به ذهن ميرسه... با لباساي پلنگي، آبي و يا سفيد! خود به خود هر انسان ميهن پرستي در برابر اين همه شكوه و غيرت سر احترام فرود ميآره...
شايد كسي كه در ارتش خدمت نكرده باشه، واقعاً متوجه نشه اون چيزي كه ارتش رو ارتش كرده، فقط نظم و انضباط اونه ... نميشه ارتش رو با نهادهايي مث سپاه مقايسه كرد كه اولويتهاي ديگه دارن...
شايد كسي كه در ارتش خدمت نكرده باشه واقعاً متوجه نشه اون چيزي كه ارتش رو ارتش كرده اينه كه برخلاف خيلي جاها كه ميگن "درجه مال آبگرمكن هست"، اصل بر اينه كه اينجا درجه ارزش داره... هر احترام و موقعيت شغلي بر حسب درجه هست...
شايد كسي كه در ارتش خدمت نكرده باشه واقعاً متوجه نشه كه بدنه اصلي ارتش، سربازان و درجه داران و افسران وظيفه هستند ... و مسلما هر چه درجه توان نظامي و جسمي، روحيه، اعتقادات، ايمان و رضامندي اونا بالاتر بره ارتش كارآمدتري خواهيم داشت ...
اما ميخوام بگم...
بزرگترين ظلم رو در حق اين سربازان وظيفه كسي كرد كه تفكيك كاركنان پايور (كادر) و وظيفه رو ابداع كرد...
بزرگترين ظلم رو در حق سربازان كسي كرد كه گفت براي مشخص شدن وظيفه از كادر يه باند بر روي درز كنار شلوارشون بچسبونن...
بزرگترين ظلم رو در حق سربازان كسي كرد كه گفت درجه چيه؟ مدت خدمت (مت) مهمه ...
بزرگترين ظلم رو در حق سربازان كسي كرد كه به خاطر همين مت يه گروهبان رو ارشد يك ستوانيكم قرار داد...
قبول ... تجربه يك افسر وظيفه خيلي پايينتر از يه استوار تمام پايور هست كه چندين سال رو توي يگانها و در شرايط سخت كار كرده ... اما فرماندهان ارشد نظامي به درستي تشخيص دادن كه تحصيلات ميتونه كمبود تجربه رو جبران كنه و حتي در بيشتر مواقع از اون بالاتر باشه و به خاطر همين درجهها رو ميان سربازان وظيفه تقسيم كردن از گروهبان گرفته تا حتي ستوانيكم و در برخي موارد سروان!
حرف چند سطر بالا رو يه بار ديگه تكرار ميكنم ... چيزي كه ارتش رو ارتش كرده فقط و فقط نظم و انضباطشه... كمبود امكانات ارتش به خصوص براي سربازان وظيفه رو تنها كسي درك ميكنه كه اينجا خدمت كرده باشه... از پنج صبح تا عصر اينجا حضور داشته باشي و صبحونه و ناهارونه و ناهار خبري نباشه ... تازه بامزگياش اينجاس كه پول چاي و قند رو هم ازت ميگيرن... پس فقط نظم و انضباط ميمونه ... نمود واقعي اين انضباط هم در احترام به درجهها به چشم ميآد ... حالا حساب كنين اگه همين احترام هم از بين بره و نباشه ديگه چي ميمونه واسه يه جوون؟ چرا حق نداشته باشه اسم ارتش و خدمت در اونجا ميآد مو به تنش راست بشه؟! جوون اونقدر روحيه و انرژي داره كه با همه سختيها كنار بياد اما آيا كسي ميتونه عدم احترام و حتي در مواردي خرد شدن شخصيتش رو تحمل كنه؟
اگه بخوام دوران خدمت مقدس سربازي در ارتش را خلاصه كنم ميتونم بگم در دو تلاش متعارض خلاصه ميشه:
1- تلاش كاركنان پايور (كادر) براي بيارزش نشون دادن درجههاي كاركنان وظيفه؛ به دلايل مختلف از جمله حسادت، ضعف شخصيت، آشخوري كشيدن هر چه بيشتر از اونا (يعني كارهايي خارج از وظيفه محول كردن) و غيره... در صورتي كه هميشه شنيده بوديم درجه ارتش رو روي تنه درخت هم بگذارن در كنار عبور از اون بايد احترام نظامي گذاشت!!!
2- تلاش كاركنان وظيفه براي اثبات كردن درجه خودشون؛ به طرق مختلف از جمله گفتن "نه" ... اما نتيجه اين كار ميشه جرم عدم اطاعت از فرامين و بازداشت و اضافه خدمت و اين حرفا... بانمك اينجاس كه حتي برخي كاركنان كادر كه نه از نظر درجه بالاترند و نه در سلسله مراتب تو قرار دارند هم طاقت شنيدن "نه" رو ندارند!!!
پانوشت 2: با احترام فراوان به فرماندهان عاليرتبه، رؤساي سازمان عقيدتي سياسي و حفاظت اطلاعات ارتش، قسمتي از بيانات جناب دكتر علوي رياست سابق سازمان عقيدتي سياسي ارتش رو ميآرم كه از دغدغههاي به حق آنها تشكري كرده باشم:
«ِامروز ارتش عرصه احترام به سرباز است، عرصه شخصيت گذاري براي يك جوان است، امروز يك سرباز صفر هم براي ارتش محترم و عزيز است. ما قبلا داشتهايم كه گاهي يك فرمانده جز و معمولي، توهيني كرده باشد يا سربازي را مورد ضرب و شتم قرار داده باشد، ولي با نظارت هايي كه در مجموعه فرماندهي، عقيدتي سياسي و حفاظت اطلاعات بر روي اين رفتارها شده است، ما امروز به ندرت شاهد چنين اتفاقاتي هستيم. البته ناهنجاري ها كه ريشه كن نمي شوند، در جامعه هم وجود دارند، اما در ارتش اين مساله به حداقل ممكن خود رسيده است. من هم اكنون به جواناني كه نگرانيهايي اينچنيني دارند، قرص و محكم اعلام ميكنم كه نگران نباشند چرا كه در ارتش، حرمت و ارزش و برادري و پدري و بزرگي و بزرگواري را ميبينند.»
| Design By : Night Skin |

